پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند


شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمر طعمه ی روزگار بوده ام !

---------
نایت اسکین
------------

------------------

ساده ی ساده از دست میروند همه ی آن چیزها که سخت سخت به دست آمدند !
-------------------------

 
نایت اسکین
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد؟

گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر . . .
---------------- -

با این دل ماتم زده آواز چه سازم 


بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم 


در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز


با بال و پر

نایت اسکین
سوخته پرواز چه سازم ...

-----
نایت اسکین
--------------------