تنها که باشی گاهی آرزو میکنی یک نفر اسمت را صدا بزند!!
حتی اشتباهی ................
خدایا...........
من دلم را صابون زدم به عشق او...
پس چرا چشمانم میسوزد؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 20:35 توسط تنها
|
خوش اومدین.....
به چه می خندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جــــدایی به چه چیز ؟ به شکست دل من یا که به پیروزی خویش؟ به نگاهـــم که چه مستانه تو را باور کرد ؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو ؟ به دل ساده ی من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخـــند!!! بخــــند!!!!
دلم يك اتفــــــاق مي خواهد يك تلفن نا آشنـــــا با بي ميلي تمام جواب دهم و صداي تــــــــــــــــــو...///////////خدايــــــــــــا ؛