تا به کجااااااااااااااااااا!

خدایا
دیگر خسته ام...
چند بغض و یک گلو؟
*
**
تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت
تا ب کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت
تا ب کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته ام از زندگی با غصه ه
ای بی شمار...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:57 توسط تنها
|