خسته خسته
از راه رفتن خسته شدم
از عبور جاده های خیالی رفتن......
از بی محبت ماندن از کاری پر ز تلاش اما پوچ.......
از راز های نهفته از مهر های تهی از
مهر
از رنجی بدون حساب از رنگی به جز ابی
اینک از خیابان خیالی زندگی رفتن..........
اما به جایی نرسیدن؟؟؟......................
خسته ام..... خسته ی....خسته!!!.........
دوست دارم بخوابم برای همیشه
دوست دارم سر بر بالین نسیم بگذارم برای همیشه
دوست دارم بروم برای همیشه؟؟؟............
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:50 توسط تنها
|